تجربه چهارم: یک مادر

من پس از فارغ التحصیلی در یک آزمایشگاه خصوصی کار می کردم تا اینکه پس از ازدواج به لطف خدا صاحب فرزند شدیم. همسرم پزشک بوده و تا دیروقت ناچار به کار در درمانگاهی در حومه تهران بود. لذا من ناچار شدم که برای مراقبت از کودکم از کار استعفا بدهم. کاری که اصلا دوست نداشتم ولی چاره ای نبود.

در اوج ناامیدی با ویرچولب آشنا شدم و از طریق آن توانستم در خصوص دستگاه هایی که کار با آنها را بلد بودم، شبیه سازهایی بسازم. در مرحله بعدی بین دوستان و همکاران سابقم درباره آنها نوشتم و این باعث شد که بتوانم به آسانی به یک درآمد مرتبط با رشته تحصیلی ام دست پیدا کنم. در این کار، در زمانی که من در حال مراقبت از کودکم هستم، فراگیرانم در سامانه آموزش می بینند و من می توانم بعد فعالیت های ایشان را رصد نیز بکنم و راهنمایی های لازم را برای ایشان ارسال کنم.

۶۴ فکری در “تجربه چهارم: یک مادر

  1. zortilo nrel پاسخ

    I’m not sure where you’re getting your information, but great topic. I needs to spend some time learning much more or understanding more. Thanks for great information I was looking for this information for my mission.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *